![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
ََعاقبت نظر ندادن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 18:49 توسط محمودپاهنگان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 11:52 توسط محمودپاهنگان |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 9:58 توسط محمودپاهنگان |
|
محمودپاهنگانادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 9:38 توسط محمودپاهنگان |
|
|
اینهم یک هدیه شب یلدا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 17:7 توسط محمودپاهنگان |
|
|
آخر از عشق تو ساكن كليسا ميشوم ميكشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم آنقدر بر كشتي عشقت نشينم همچو نوح يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 9:1 توسط محمودپاهنگان |
|
|
دوست داري بگم ميخوام هر روز صبح با صدات بيدار بشم؛ بعد بفهمي با ساعت بودم؟! دوست داري بگم چرا رفتي؟ بعد بفهمي با برق بودم. دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم؟! دوست داري بگم دوستت دارم بعد فکر کني با... نه! ايندفعه با خودت بودم!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 8:57 توسط محمودپاهنگان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 8:55 توسط محمودپاهنگان |
|
|
وحید خیلی دوستت دارم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 8:53 توسط محمودپاهنگان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 8:40 توسط محمودپاهنگان |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 8:38 توسط محمودپاهنگان |
|
|
ذوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 8:25 توسط محمودپاهنگان |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 8:46 توسط محمودپاهنگان |
|
|
اگر دنیا مملو از عاشق نباشه.......................تواین دنیادل صادق نباشه ـ(*) همون بهتر که این دنیا نباشه ..............زمین و آسمون یکجا نباشه |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 20:16 توسط محمودپاهنگان |
|
وقتی انسانی میمیرد.....همه کبوترهاکز می کنند ................ولی وقتی کبوتری میمیرد آدم ها تدارک شام مفصل میبینند
محمود و رسول |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:59 توسط محمودپاهنگان |
|
عشق یعنی داد و ستد هر روزه صبوری با نیازها و خواسته های یکدیگر عشق سرمنشا اشتراک است |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:54 توسط محمودپاهنگان |
|
|
بگو پائيز چرا دلهای ما خاموش و سرده؟ بگو پائيز چرا ليلای ما بر نميگرده؟ بگو پائيز چرا رنگ تو است رنگ حقايق؟ بگو پائيز چرا فصل تو است مريم عاشق؟ بگو پائيز که ما همراه او در ماه آبان! بگو پائيز که ما دوست داريم آن موسم باران! بگو پائيز چرا خش خش اون برگهای توست؟ بگو پائيز چرا خاموشيد حرفهای توست؟ بگو پائيز چرا رنگ تو است رنگ بيابان؟ بگو پائيز چرا فصل تو است آن ماه آبان؟ بگو پائيز چرا فصل تو آن رنگهای زرده؟ بگو پائيز چرا برگهای تو قصه درده؟ بگو پائيز چرا دلها پُر از سنگ شده؟ بگو پائيز چرا زندگی بيرنگ شده؟ بگو پائيز چرا قصه عاشقانه نيست؟ بگو پائيز چرا حرفهای شاعرانه نيست؟ بگو پائيز چرا محفلی آراسته نيست؟ بگو پائيز چرا عاشق دلباخته نيست؟ بگو پائيز چرا دردهای ما درد جدائيست؟ بگو پائيز چرا فرياد ما ز بينوائيست؟ بگو پائيز چرا عاشقا خسته؟ بگو پائيز چرا دلها شکسته؟ بگو پائيز چرا سيلاب خون است؟ بگو پائيز چرا عشق را جنون است؟ بگو پائيز چرا وقتی سفر کرد؟ بگو پائيز چرا از ما حذر کرد؟ بگو پائيز چرا اون بی وفا شد؟ بگو پائيز چرا از ما جدا شد؟ بگو پائيز چرا دلهای ما قصه درده؟ بگو پائيز چرا ديروز ما برنميگرده؟ بگو پائيز چه شد شمع فروزان ما؟ بگو پائيز چه شد بلبل خوش خوان ما؟ پگو پائيز چه شد پروانه از سوز جان؟ بگو پائيز جه شد همدم اين بيکسان؟ بگو پائيز چه شد دلهای صادق؟ بگو پائيز چه شد لاله عاشق؟ بگو پائيز چه شد موسم باران؟ بگو پائيز چه شد ابر بهاران؟ بگو پائيز چه شد افسانه ها را؟ بگو پائيز چه شد فرهاد ما را؟ بگو پائيز چه شد دلهای ياران؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:46 توسط محمودپاهنگان |
|
|
مي تراود مهتاب مي درخشد شبتاب نيست يكدم شكند خواب به چشم كس وليك غم اين خفته ي چند خواب در چشم ترم مي شكند نگران با من استاده سحر صبح مي خواهد از من كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته رابلكه خبر در جگر ليكن خاري از ره اين سفرم مي شكند نازك آراي تن ساق گلي كه به جانش كشتم و به جان دادمش اب اي دريغا به برم مي شكند دستها مي سايم تا دري بگشايم برعبث مي پايم كه به در كس آيد در و ديوار بهم ريخته شان برسرم مي شكند مي تراود مهتاب مي درخشد شبتاب مانده پاي آبله از راه دراز بر دم دهكده مردي تنها كوله بارش بر دوش دست او بر در ، مي گويد با خود: غم اين خفته چند خواب در چشم ترم مي شكند محمود و رسول ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:44 توسط محمودپاهنگان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:33 توسط محمودپاهنگان |
|
دنيا خيلي كثيفه ، دعا كنيم بارون بياد تميز شه |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:27 توسط محمودپاهنگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
گل مریم احسان جون گل پسر دات کام آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| پیوندها |
|
گل پسر دات کام احسان حون ebrahim aziz ali sepedh |
|
RSS
|